لیلی واچوفسکی، فیلمساز ۵۷ ساله آمریکایی، بار دیگر مجبور شد برای دفاع از میراث هنری خود وارد میدان شود. در حالی که فیلم «ماتریکس» همچنان یکی از ارکان اصلی بحثهای فلسفی و تکنولوژیک در قرن بیست و یکم است، برداشتهای سیاسی متناقض از آن، خالقش را به واکنش واداشته است. واچوفسکی در گفتگوی اخیر خود در پادکست «So True» در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، به تشریح تفاوت میان «نیت مؤلف» و «برداشت مخاطب» پرداخت.
ماجرا از آنجا نشات میگیرد که استعاره «قرص قرمز» که در فیلم نماد بیداری و آگاهی بود، توسط جنبشهای سیاسی راستگرا و گروههای اینسلی (Incel) مصادره شده است. آنها از این اصطلاح برای توصیف پذیرش دیدگاههای رادیکال علیه فمینیسم و برابری جنسیتی استفاده میکنند. واچوفسکی با رد قاطعانه این ارتباط گفت: «من به تمام این تئوریهای جهشیافته و دیوانهوار نگاه میکنم و میگویم: نه! دارید اشتباه میکنید! اما واقعیت این است که وقتی فیلمی را میسازید و اکران میکنید، دیگر متعلق به شما نیست.»
او پیشتر در سال ۲۰۲۰ تأیید کرده بود که ماتریکس حاصل خشم و سرکوب احساسی او و خواهرش لانا در دوران قبل از ترنزیشن (تطبیق جنسیت) بوده و لایههای زیرین فیلم کاملاً به تجربه تراجنسیتی اشاره دارد. شخصیتی مثل «سوییچ» (Switch) که قرار بود در دنیای واقعی مرد و در ماتریکس زن باشد (ایدهای که استودیو وارنر در سال ۱۹۹۹ آن را رد کرد)، گواهی بر این مدعاست. با این حال، واچوفسکی معتقد است که راستگرایان افراطی بدون توجه به این ریشهها، هر چیزی را برای مقاصد خود «Appropriate» یا مصادره میکنند.
واچوفسکی این رفتار را مکانیسمی از فاشیسم دانست که مفاهیم آزادیخواهانه چپ را میگیرد و با تغییر محتوا، از آنها سلاحی برای سرکوب میسازد. با وجود تمام این تحریفها، او تأکید کرد که به عنوان یک هنرمند یاد گرفته است که خونسردی خود را حفظ کند و اجازه دهد اثر راه خود را در تاریخ باز کند، حتی اگر بخشی از مخاطبان در مسیر درک آن به بیراهه رفته باشند. این مصاحبه بار دیگر اهمیت سواد رسانهای و درک عمیقتر از متون سینمایی را یادآور میشود؛ جایی که یک اثر علمی-تخیلی میتواند همزمان پرچمدار آزادیخواهی برای عدهای و ابزار توجیه نفرت برای عدهای دیگر باشد.
Variety