فیلم ایستگاه مرکزی داستان سفری است که از دل هرجومرج یک ایستگاه شلوغ آغاز میشود و به آرامی به مسیری احساسی، انسانی و پرمعنا تبدیل میگردد. در مرکز ماجرا زنی قرار دارد که با نوشتن نامه برای مردم روزگار میگذراند، اما مواجههاش با پسربچهای تنها، او را وادار میکند فراتر از نقش روزمرهاش قدم بردارد. فیلم با ضرباهنگی آرام و تصویرسازی واقعگرایانه، لایههای عمیقی از تنهایی، مسئولیتپذیری و پیوندهای ناگهانی میان آدمها را آشکار میکند؛ بدون اینکه کوچکترین بخش مهمی از داستان را لو بدهد. نمایش تضاد میان سردی زندگی شهری و گرمای مسیر تازهای که دو شخصیت طی میکنند، اثری ساخته که هم امیدبخش است و هم تلنگرآمیز