در فضایی آکنده از تعلیق و دلهره، پیامدهای مرگ لوکاس و وقایع تلخ «شبکه بنفش» زندگی شخصیتها را زیر و رو کرده است. النا بلانکو ناپدید شده و در حالی که همگان به دنبال ردی از او هستند، تنها ماریاخو از محل اختفای او آگاه است؛ رازی سنگین که او حتی از نزدیکترین همتیمیهایش نیز پنهان میکند. ماریاخو که زیر فشار خردکنندهی نبرد با «شبکه» از پا درآمده، گروه BAK را ترک کرده تا شاید بتواند قطعات شکستهی زندگیاش را بازسازی کند و به آرامشی نسبی برسد، اما سایهی این راز و تهدید بیپایانِ شبکه، او را رها نمیکند. در حالی که النا در ناکجاآباد گرفتار است و تعقیب جنایتکاران همچنان به شکلی سایهوار ادامه دارد، ماریاخو بر سر دوراهیِ وفاداری به دوستش و حفظ بقای خود در دنیایی که هیچچیز در آن امن نیست، گیر کرده است؛ سرنوشت النا همچنان در هالهای از ابهام باقی است.