امپراتور جوان شیائو هوان برای پس گرفتن قدرت از دست استاد بزرگ و ملکه مادر، با هویت جعلی «بای چیفان» به «لینگ کانگکانگ»، رهبر شجاع پاویون فنگلای نزدیک میشه. در حین تحقیق درباره فرقه لینگبی، عاشق هم میشن، اما مرگ استادش باعث سوءتفاهم مرگباری میشه و همه چیز به هم میریزه.