یک اردوی تیمسازیِ اجباری در روستایی دورافتاده، قرار بود برای کارکنانِ یک شرکت تولید پنیر، صرفاً یک روزِ کسالتبار و پر از بازیهای کلیشهای باشد. اما همهچیز زمانی به یک کابوسِ تمامعیار تبدیل میشود که خبر ناگهانیِ تعدیل نیروها و اخراجهای گسترده به گوششان میرسد. در حالی که مدیران سعی دارند لبخندهای مصنوعیِ شرکتی را حفظ کنند و به انجامِ فعالیتهای بیهودهی گروهی ادامه دهند، کارمندان میانِ خندههای عصبی و اضطرابِ فقدانِ امنیتِ شغلی دستوپا میزنند. «به پیش، تیم!» نبردی هوشمندانه میانِ استیصالِ انسانی و پوچیِ فرهنگِ مدرنِ سازمانی است. این فیلم، در لحظاتی که خنده به ناامیدی گره میخورد، با نگاهی تلخوشیرین، پیوندِ ناگسستنی و گاه دردناکِ همکارانی را به تصویر میکشد که در بدترین روزِ کاریِ عمرشان، ناچار به تحملِ یکدیگرند و باید در میانِ خرابههای آرزوهای شغلیشان، معنای جدیدی برای “تیم بودن” بیابند.