در لندنِ سال ۱۹۱۰، جایی که قواعد اجتماعی همانند سقفهای بلند عمارتها سنگینی میکنند، کاتارین هیلبری در کشاکشی دائمی میان سنت و رویا گرفتار است. او که قلبش در میان ستارگان و دانش ستارهشناسی میتپد، باید با انتظارات تحمیلی خانوادهاش برای یک ازدواج مصلحتی بجنگد. فضای فیلم، سرشار از تضاد میان شبهای آرامِ رصدهای مخفیانه و روزهای پرهیاهو و خفهکننده در میان اشرافیت لندن است. با اوجگیری فشارهای پدر برای تسلیم شدن به نقش سنتی یک زنِ خانهدار، ورود دوستیهای نوپا و چالشهای عاطفیِ پیشبینینشده، کاتارین را در دوراهی دشواری قرار میدهد. «روز و شب ویرجینیا وولف» روایتی لطیف از بیداری و عصیان است؛ داستانی دربارهی جسارتِ جستجوی هویت در عصری که برای زنان، جایی جز سایهی مردان تعریف نکرده بود. کاتارین در این مسیر، نه تنها آسمان را میکاود، بلکه برای یافتنِ آزادیِ شخصیاش، شجاعتِ عبور از شبهای تاریکِ انتظارات را پیدا میکند.