این درام دربارهی کارآفرینی موفق و خانوادهدوستی است که زندگی آرامش ظاهری دارد، اما حادثهای کوچک تعادل آن را بر هم میزند: او با دوچرخهی پسر همسایهاش تصادف میکند. این برخورد ناخواسته، خاطراتی را زنده میکند که سالها در گذشته مدفون ماندهاند؛ مرگ تراژیک برادر بزرگترش که سه دهه پیش رخ داده است.
بازگشت آن خاطره، مرد را وامیدارد با اندوه و تجربهای حلنشده روبهرو شود که هنوز بر زندگی و نگاهش به خانواده سایه انداخته است. حادثهی امروز کمکم به پلی میان دو نسل و دو زمان بدل میشود و گذشتهای را که او پشت سر گذاشته بود، دوباره به اکنون میکشاند. «سکههای پنجسنتی» با تکیه بر یک برخورد روزمره، داستانی دربارهی فقدان، حافظه و تأثیر ماندگار زخمهای قدیمی روایت میکند.