«کودک صحرا» سفری است میانِ مرزهای باریکِ حقیقت و افسانه، جایی که قدرتِ قصهگویی، سرنوشتِ یک نویسندهی نوجوان را به معمایی تاریخی گره میزند. «سان»، نویسندهی چهاردهسالهای که دنیایش را با تخیلاتِ پدربزرگش دربارهی «هادارا» — کودکی گمشده در طوفانهای سهمگینِ صحرا — ساخته، با ورود به قلمروِ بیابان، با واقعیتی فراتر از نوشتههایش روبرو میشود. دیدارِ او با «خاروبای» کوچنشین، فیلم را از یک ماجراجوییِ ساده به کاوشی عمیق در پیوندِ ناگسستنیِ میانِ انسان و طبیعتِ وحشی بدل میکند. ژیل دو ماستر، با همان نگاهِ ستایشآمیزِ همیشگیاش به ارتباطاتِ فرامادی میانِ انسان و جانوران، صحرا را نه به عنوانِ مکانی هراسناک، بلکه به مثابهی آموزگاری بزرگ ترسیم میکند. این فیلم با تصاویری چشمنواز از بیکرانگیِ شنزارها، بیش از آنکه بر گمشدن تأکید کند، بر «یافتن» تمرکز دارد؛ یافتنِ حقیقتی که در دلِ افسانهها پنهان شده و پیوندِ روحهایِ سرگردان با سرزمینی که به آنها جان میبخشد.